كدخبر: ۲۳۵۰
تاريخ انتشار: ۲۴ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۴:۲۱
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
شیخ مجتهدی
درکلام استاد فاطمی نیا
حجت‌الاسلام فاطمي نيا در ابتداي سخنراني خود گفت: «من ابتدا درباره ويژگي‌ها ي مومن صحبت مي‌کنم تا بعد از آن به‌طور اخص درباره عارف بزرگوار شيخ جعفر مجتهدي صحبت کنم. مومن به چيزهاي زيادي محتاج است. خدا به ما ياد داده که چگونه زندگي کنيم. همه حرف‌ها را زده است، اما بايد دست‌مان را هم بگيرد. بايد از خدا بخواهيم که دست مان را بگيرد. از ديگر نکته‌هايي که مومن بايد رعايت کند، پذيرش از کساني است که واقعا خير خواه او هستند، مومن دستي را که براي خيرخواهي دراز مي‌شود، پس نمي‌زند.

او درباره شاگردي شيخ مجتهدي پيش ديگر عارفان توضيح داد: «من از شيخ مجتهدي کوچک‌تر بودم و خودم نديدم که ايشان در زمان جواني چه کسي را به‌عنوان راهنما انتخاب کردند، اما از ديگر دوستان شنيده‌ام که ايشان ارادت زيادي به پدر من داشته‌اند. نکته مهمي که مي‌توانم از زندگي شيخ مجتهدي بگويم اين است که ايشان نشان دادند راه براي رسيدن به مدارج بالاي عرفان هنوز بسته نشده است.» فاطمي‌نيا با اشاره به گونه‌هاي مختلف سنن گفت:«سنن دو گونه است، يا تشريعيه است يا تکوينيه. مسئله‌اي که کمتر به آن توجه مي‌شود تقسيم بندي سنن تکوينيه به ظاهريه و باطنيه است. خيلي وقت‌ها افراد به فرق‌هاي سنن تکوينيه ظاهري و تکوينيه باطني توجه نمي‌کنند. از نکته‌هاي ويژه زندگي شيخ مجتهدي عالم بودن به اين تفاوت‌ها بود. ايشان فوق‌العاده مهذب بود. مقيد به شرايع بود و باور داشت که بدون تشرع چيزي حاصل نمي‌شود. خدا به همه بندگان خود لطف مي‌کند. مهم اين است که بعضي افراد مي‌توانند از آن لطف استفاده کنند.»

او درباره تأثير نفس شيخ مجتهدي توضيح داد:«ايشان نفس بسيار مؤثري داشت. کسي که اهل عمل باشد نفسش نفوذ مي‌کند. من خاطره‌اي از تأثير نفس ايشان دارم که براي هميشه به يادم مانده است. سال‌هايي شيخ مجتهدي و خانواده ما ساکن قم بوديم. من آن روزها جوان بودم و شيخ يکي از عارفان بزرگوار به حساب مي‌آمد. يادم است که يک روز به پدرم گفتم مي‌خواهم براي ديدن شيخ بروم. رفتم و خوشبختانه کسي آنجا نبود و شيخ تنها بود. تکه کلام شيخ مجتهدي آقا جان بود. ايشان گفت آقا جان مي‌خواهم دست شما را که سيد هستي ببوسم.

من با خجالت جلو رفتم، گفتم حاج آقا التماس دعا دارم، دعا بفرماييد. ايشان به حرم حضرت معصومه اشاره کرد و گفت، آقاجان! خانم هست همين جا ديگر.»حجت‌الاسلام فاطمي نيا درباره کرامات ويژه شيخ گفت:«کرامات دو گونه است، کرامات عام پسند و کرامات خاص پسند، اين که کسي بيمار را شفا دهد کرامات عام پسند است، اما بعضي کرامت‌هاي شيخ، کرامت‌هاي خاص بود. آقاي مصطفوي درباره شيخ مجتهدي مي‌گفت: ايشان هيچ وقت کتاب‌هاي فلسفي را به‌طور خاص نخوانده بودند، ولي وقتي درباره فلسفه صحبت مي‌کرد يا نوشته‌هاي فلسفي را مي‌خواند، کاملا به آن مفاهيم آگاه بود و دانا به علوم فلسفي بود.»
او با گفتن اين جمله که مجتهدي چگونه مجتهدي شد، ادامه داد:«شيخ مجتهدي غيراز واجبات و مستحباتي که انجام مي‌داد، کاري کرد که مبدا دلش عوض شود.

آقاي مصطفوي که از عارفان بزرگ بود درباره ايشان مي‌گفت که ايشان انواري که به دست مي‌آورد نگه مي‌داشت و خرج نمي‌کرد. ايشان نورهايي را که به دست مي‌آورد به راحتي هدر و از دست نمي‌داد. هميشه انسان‌ها کارهاي خيري انجام مي‌دهند که بعد همان کار خير را با انجام کارهاي نادرست از دست مي‌دهند. شيخ مجتهدي به اين نکته رسيده بود که ارزش حرکات خير خود و ثواب‌هايي که مي‌کرد مي‌دانست و از نوري که اعمال خير در قلبش ايجاد مي‌کرد محافظت مي‌کرد و آن را از دست نمي‌داد.»

فاطمي‌نيا درباره مفهومي به نام «راه رفته» توضيح داد:«عارفان مفهومي به نام راه رفته را زنده نگه داشتند. راه رفته چيزي غيراز مزاح و شوخي است. راه رفتگان کساني هستند که غيراز اين که فقط به مفاهيم خاص توجه کنند، به مسائل عادي زندگي هم توجه مي‌کردند. راه رفتگان کساني هستند که هم زندگي عادي را بلد هستند، هم در کنار زندگي عادي زندگي عارفانه دارند.»
* نام:
ايميل:
* نظر: